از این خیابونا هر وقت رد میشم دیونه تر میشم بی حد و اندازه
باور کن این روزا هر چی که می بینم فکر منو داره یاد تو میندازه
انگار قدمام به این خیابونا وقتی که تو نیستی بدجوری وابسته است
اینقدر که با فکرت قدم زدم اینجا حتی خیابونم از قدمام خسته است
تو این پیاده رو بین همین مردم با اشتباه ما خیلی تو رو دیدم
این که چرا نیستی من این سوالو از هر کس که میدیدم 100 بار پرسیدم
وقتی حواس تو درگیر رفتن بود بیهوده جنگیدم
تو از همون اول منو نمی خواستی من دیر فهمیدم