غزل غزل گفتنی دارم برات نرو نرو جونمو میدم برات
شهید کنم شکوفه ها رو به زیر پات
پایین بیارم ستاره ها رو با هر نگات
کاش خواب شیرینی بودم و به چشمات میرفتم
دیونه ی شهر شما عاشقه تازگی ها گریه رو زود سر میده
طفلی دلش رو خیلی خیلی راحت به دست یارای ستمگر میده
لا لا لا لا لا لا لا لا لا لا
دیگه از عشق تو سیرم دیگه از یاد تو میرم